سیکل معیوب

او حق خودش می داند که آنچه را لازم می داند برای رفاه خانواده اش تامین کند

او می تواند این کار را بکند

خانواده نیز انجام این کار را طلب می کنند

فامیل نزدیک به دیدنش می آید

از این رفاه جدید باخبر می شود

او و خانواده اش به هم نگاه می کنند

آنها حق خودشان می دانند ...

آنها با کمی سختی می توانند...

آنها نیز این کار را ...

فامیل دور می آید

همسایه ها...

همکارها...

...

آنها طلب می کنند...

آنها نمی توانند

اما می خواهند...

تلاش در پی تلاش

یک شیفت کار

شیفت دوم

شیفت سوم

...

خانواده ، مرد ، رفاه، کار ، ...

رفاهی در کار نیست،

اعصابها ضعیف شده

پشت سر هم حرف می زنند

رقابت و حسادت

...

این سیکل معیوب است به فریاد برسید!

/ 0 نظر / 21 بازدید